LESSON 10

۱- Sb’s bet is (that)

 معنا: پیش بینی می کنم که – نظرم اینه که

موقعیت کاربرد: زمانی استفاده میشه که انتظار دارین چیزی در آینده اتفاق بیافته

Ex. My bet is that he’ll win the election easily.

.پیش بینی می کنم که او در انتخابات براحتی برنده خواهد شد


۲- Between you and me

معنا: بین خودمان – بین من و تو

EX. Between you and me, I don’t think she can do it.

.بین خودمان باشد، فکر نمیکنم که بتواند آنرا انجام دهد


۳- Be beyond sb

 معنا: متعجبم – نمی فهمم – ورای فهم با توانایی کسی بودن

موقعیت: چیزی کاملا غلط است و شما هرگز نخواهید توانست دلیلی برای عمل ذکر شده پیدا کنید

EX. It’s beyond me why they ever got married at all.

.متعجبم چرا آنها اصلا” ازدواج  کردند


 ۴- Be big on sth

معنا: به چیزی علاقه داشتن – مزیتها و کیفیت های زیادی داشتن

 Ex. I’m not big on foreign cars.

.ماشینهای خارجی را زیاد دوست ندارم

Ex. The new BMW is big on safety features.

.ماشین بی ام و جدید و ویژگی های امنیتی زیادی دارد


۵- No biggie

 معنا: مهم نیست

Syn: no problem!

Ex. “Oh, I’m sorry.” “That’s okay, no biggie.”

.وای، متاسفم.ایرادی ندارد ، مهم نیست