LESSON 12

blank out

معنا: فراموش کردن – به یاد نیاوردن

موقعیت کاربرد: وقتی در حال صحبت درباره چیزی یا عملی هستین، بطور ناگهانی  چیزی را فراموش می کنین نمیتونین به یا بیارینش.

Syn. Go blank

Ex. I worried that my mind might go blank on stage.

Or

I worried that my mind blanked me out on stage.

نگران بودم که ذهنم روی سن منو یاری نکنه.


On the blink

معنا: خراب

موقعیت کاربرد: دستگاهی خوب کار نمی کند بعنی خراب است.

Ex 1.The radio’s on the blink again.

رادیو دوباره خراب است.

Ex 2. The elevator seems to be on the blink- let’s take the stairs.

ظاهرا” آسانسور  خراب است- بیا از پله ها بریم


(God) bless you!

معنا: (بعد از عطسه) عافیت باشد – خدا به شما اجر بدهد

موقعیت کاربرد:

۱- بعد از عطسه کردن در مقام عافیت به افراد می گویند.

۲-  در مقام تشکر از کسی که کاری برای کمک به شما یا شاد کردن شما انجام داده است.

Ex . God bless you for all the help you have given us.

برای هر کمکی که به کار کردی، خدا بهت اجر بده(متشکرم).


Blankety-blank

معنا: فلان فلان شده

موقعیت کاربرد: صفت خیلی کاربردی که در کشور ما نیز به وفور استفاده می شود. این عبارت به سخنور کمک میکند که ار قسم خوردن و فحش دادن بیخودی خودداری بکند، همانطور که از معنی آن پیداست.

Ex 1.  The blankety-blank key is stuck!

کلید فلان فلان شده گیر کرده است.

Ex 2. That blankety-blank idiot took my watch!

ابله فلان فلان شده، ساعتم را برداشت.


(My heart bleeds (for sb

معنا: دلم برایشان سوخت – دلم بحال آنها سوخت

موقعیت کاربرد:  وقتی برای کسی احساس دلسوزی می کنین. این عبارت نیز می تواند ایهام منفی را هم داشته باشد یعنی کسی مستحق دلسوزی نیست.

Ex 1. My heart bleeds for those poor children.

دلم برای آن بچه های فقیر سوخت.

Ex 2. You can’t afford a third car? My heart bleeds!

نمی توانی ماشین سوم را بخری؟ دلم برات سوخت!