LESSON 17

get busy

 معنا: شروع به کار کردن – دست به کار شدن

Ex . There’s a lot to do, so let’s get busy.

کارهای زیادی برای انجام دادن هستش، پس بیایید دست به کار بشیم


no buts (about it

معنا: بدون شک

Ex 1. No buts, you are going to school today!

بی شک، امروز به مدرسه خواهی رفت

Ex 2. He is the best player – no ifs, ands, or buts.

بدون هیچ امّا و اگری، بهترین بازیکن است


butt out

معنا: بزن به چاک – رفتن

موقعیت: وقتی به کسی میگین که نمی خواهین اونا در بحث یا موقعیتی وجود داشته باشن

بار معنایی: بی ادبانه

Ex 1. Just butt out, OK? I don’t want your advice.

فقط برو، خوب؟ نصیحت تو رو نمیخام

Ex 2. This has nothing to do with you, so just butt out!

این موضوع به تو ربطی نداره، پس فقط بزن به چاک


button your lip/​mouth also

button up

 معنا: خفه شو – دهنتو ببند – زیپ دهنتو بکش

 بار معنایی: بی ادبانه

 Ex . Near your boss, you must button your lip!

کنار رییس، باید زیپ دهنتو بکشی


somebody bought it also

somebody bought the farm

معنا: مردن

موقعیت: کشته شدن در اثر تصادف یا جنگ

Ex . I almost bought it twice in Vietnam.

تقریبا دو بار در جنگ ویتنام کشته شدم


 buzz off

معنا: گم شو – بزن به چاک

 بار معنایی: بی ادبانه

Ex . Boss said to clerk rudely: “ you can buzz off after cleaning this mess.”

رئیس بی ادبانه به منشی گفت: بعد از درست کردن این گند میتونی گورتو گم کنی