LESSON 22

Close  also

you’re close also

that’s close

معنا: نزدیک شدی – تقریبا درست حدس زدی

موقعیت: وقتی کسی به سوالی تقریبا درست جواب می ده یا درست حدس میزنه ولی دقیق و دقیق نیستش

Ex 1. “Is it a hundred miles?” “Close – it’s 120 miles to Las Vegas.”

آیا صد مایل است؟ نزدیک شدی- ۱۲۰ مایل تا لاس وگاس است

Ex 2. ‘I reckon he must be about 38.’ ‘Close – he was 40 last week.’

فکر کنم باید تقزیبا ۳۸ باشه. تقریبا درست حدس زدی- هفته قبل ۴۰ کیلو بود


join the club also

welcome to the club

معنا: این بلا سر من / ما هم آمده

موقعیت: استفاده از این عبارت بعد از موقعیتی هستش که اتفاق بدی افتاده، یعنی به آنها میگین که شما هم در چنین وضعیتی بودین

Ex. “He never listens to my ideas.” “Join the club.”

اصلا به نظراتم گوش نمیکنه. این بلا سر ما هم اومده


see the color of sb’s money

معنا: از توانایی مالی کسی اطمینان حاصل کردن – رنگ پول را دیدن

موقعیت: گواهی قطعی داشتن از اینکه کسی پول کافی دارد تا چیزی را خرید کند یا بدهی اش را بپردازد

Ex 1. I wouldn’t give him the books until I saw the color of his money.

کتابها را بع او نخواهم داد مگر اینکه از توانایی مالی او مطمئن بشم

Ex 2. ‘A whiskey, please.’ ‘Let’s see the color of your money first.’

یه ویسکی لطفا. اول باید گوشه پول رو ببینم


come off it

معنا: دست وردار! – ول کن بابا! – بس کن! – بسه!

موقعیت: وقتی فکر کنیم که کسی کارهای غیر منطقی یا احمقانه انجام میده

یا وقتی حرفهایی که مردم میگن رو باور نمیکنیم

نکته: این عبارت مخصوص انگلیسی بریتانیایی است، با کلی خواهش و تمنا استثنا” اینجا وارد میشود

Ex 1.Oh, come off it, George. Sheila wouldn’t do that.

اوه،جرج دست بردار. شیلا اون کارو نمیکنه

Ex 2. Oh come off it! You can’t seriously be saying you knew nothing about this.

اوه،بس کن. نمیتونی جدی بگی که چیزی درباره این کار نمی دونی


No comment

معنا: نظری ندارم – از اظهارنظر معذورم – حرفی ندارم

موقعیت: وقتی در میان جمع یا مصاحبه میگین که نمیخواین به سوالی پاسخ بدین

Ex 1. “Could you say why we have this unemployment growth rate ” ”No comment !”

آیا میتونین بگین چرا این سرعت رشد بیکاری رو داریم؟ حرفی ندارم

Ex 2. When asked about the allegations, the chairman replied ‘no comment’.

وقتی درباره اتهامات پرسید، رئیس پاسخ داد”حرفی ندارم”.