LESSON 25

I/​you can count sth on one hand

معنا: قابل شمارش بودن – محدود بودن

موقعیت:برای تاکید تعداد کم موردی بکار می رود   یعنی بنحوی مهم نیستند و خیلی کم می باشد و اشاره به کمی چیزی داشتن

Ex 1. Ten years ago, you could count on one hand the number of people we knew with email.

ده سال پیش، می توانستی دوستهایی را که از طریق ایمیل داشتم  بشماری

Ex 2. The number of cougar attacks on humans can be counted on one hand

تعداد یوزپلنگ هایی که به انسان حمله می کنند خیلی کم هستند


 have a cow

معنا:  آتیشی شدن – شگفت زده زدن

 Ex . Pat had a cow because you didn’t tell her about the party.

پت عصبانی بود چون درباره مهمانی به او چیزی نگفته بود


 be up the creek (without a paddle)

معنا:تو مخمصه بودن

Ex 1. I’ll really be up the creek if I don’t get paid this week.

اگر این هفته بدهی رو پرداخت نکنم، واقعا در مخمصه خواهم افتاد

Ex 2. If I don’t get my passport by Friday, I’ll be up the creek.

اگر گدرنامه ام را تا جمعه نگیرم، در مخمصه خواهم افتاد


cross my heart (and hope to die)

معنا: به شرافتم قسم – به جان خودم – این تن بمیرد

موقعیت: وقتی میگین که قول میدین که کاری انجام خواهم داد، یا اینکه چیزهایی که می گین حقیقت است

Ex . I didn’t take bribe, cross my heart!

به جان خودم، من رشوه نگرفتم


for crying out loud

معنا: پناه بر خدا – خدای من

موقعیت: وقتی استقاده میشه که شما احساس بی صبری یا کمی عصبانیت از کسی بهتون دست بده

Ex 1. It’s right in front of you, for crying out loud.

پناه بر خدا، درست جلوت هستش

Ex 2. For crying out loud, stop nagging!

خدای من، نق زدنو تمومش کن