LESSON 27

I defy sb (to do sth)

معنا: تحسين كردن

موقعيت: در شرايط رسمي وقتي از كسي مي خواهيم كه كاري را انجام بدهد كه شما فكر مي كنيد آنها نميتوانند يا نخواهند توانست آنرا انجام بدهند

Ex 1. I defy anybody to prove otherwise.

هركسي خلاف آنرا ثابت كند تحسينش مي كنم

Ex 2. I defy anyone not to cry at the end of the film.

هر كسي رو كه در انتهاي فيلم اشك نريزه رو تحسين خواهم كرد

Ex 3. I defy you to leave without buying something.

اگه بدون خريد از آنجا خارج شوي، تحسينت مي كنم


there’s no denying (that) also

sb can’t deny (that)

معنا: واضح و مبرهن است كه

موقعيت: وقتي مي گيم كه خيلي آشكار است كه چيزي درست است

Ex 1. There’s no denying that some U.S. workers suffer because of free trade.

واضح ومبرهن است كه برخي كارگران آمريكايي از تجارت آزاد رنج مي برند

Ex 2. I can’t deny that what she said hurt me.

واضح است كه چيزي كه گفت منو ناراحت كرد

(معناي تحت اللفظي: نميتونم انكار كنم كه چيزي كه گفت منو ناراحت كرد)

Ex 3. There’s no denying that this is an important event.

مبرهن است كه رخداد مهمي است

Ex 4. There’s no denying (the fact) that quicker action could have saved them.

مبرهن است كه عمل سربعتر مي توانست آنها را نجات بدهد


have a dickens of a time (doing sth)

معنا: گرفتاري داشتن – مشكل بوجود آمدن

موقعيت: هنگام انجام كاري مشكل يا گرفتاري داشتن

Ex 1. I had a dickens of a time trying to get the software to work.

هنگام راه اندازي نرم افزار مشكلاتي داشتم


ding-a-ling = dingbat = ding-dong = dink = dip

معنا: شخص ديوانه – خل و چل


dirty rotten

معنا: بي انصاف – بي عاطفه

Ex 1. What a dirty rotten trick!

چه حقه ي كثيفي