LESSON 3

Be up in the air

معادل فارسی عبارت : در حال تعلیق – قصعی نشده

موقعیت استفاده این عبارت: زمانی که ما  نمی توانیم برای انجام کاری یا عملی تصمیم نهایی را بگیریم یعنی در واقع عمل اصلی مورد شک ماست که اتفاق می افتد یا نه. مثال:

.Our trip to Orlando is still up in the air

سفرمان به ارلانده هنوز قطعی نشده است


 And all

 

معادل فارسی عبارت : هر چیزی – همه چیز

موقعیت استفاده این عبارت: برای تاکید، زمانی که درباره چیز غیر عادی حرف می زنیم. و در آخر جملات استفاده می شود. مثال:

.He ate the whole fish, bones and all

او همه ماهی رو با استخوناش خورد.


It’s all the same to sb

معادل فارسی عبارت : برای کسی مشکل نبودن – برای کسی مهم نیست

موقعیت استفاده این عبارت: برای تصمیماتی که توسط دیگران گرفته میشه، برای شخص دیگری مشکل ساز نباشه.مثال:

We can go out to eat if you want – it’s all the same to me.

میتونیم برای خوردن بیرون بریم. واسه من مشکلی نیست.


Allow me!

 

معادل فارسی عبارت : اجازه بده! – یه لحظه!

بار عاطفی : مودبانه

موقعیت استفاده این عبارت: پیشنهاد کمک کردن به کسی.مثلا یه پیش خدمتی به یه پیرزن با گرفتن دستش کمک می کند و ار از درخواستی مودبانه دارد. مثال:

“Allow me,” the waiter said, helping her with her coat.

!پیش خدمت درحالی که کتش رو گرفته بود گفت: اجازه بدین


All right

SYN OK

معادل فارسی عبارت : بسیار خوب – خیلی خوبه.

موقعیت استفاده این عبارت: موافقت یا رضایت از کار انجام شده

“What’s the food like?” “It’s all right.”

غذا چطور بود؟ خیلی خوب