LESSON 30

can/​could do sth with one hand (tied) behind your back

معنا:‌راحت انجام دادن

Ex 1. I could beat them with one hand tied behind my back.

ميتونستم راحت شكستشون بدم


(sth) works for sb

معنا: مشكلي نيست

موقعيت: وقتي اعلام مي كنين كه چيزي براي فردي قابل قبول هست

Ex 1. “Do you want to meet at 8:00?” “Works for me.”

آيا مي خواهيد ساعت هشت ملاقاتي داشته باشيم؟ ايرادي نداره


for lack of a better word/​phrase/​term etc.

معنا:‌ بخاطر نبود واژه

موقعيت: وقتي از واژه اي استفاده مي كنيم كه نمي دونيم كاملا مناسب موقعيت هستش يا نه

Ex 1. It was, for lack of a better word, fate.

بخاطر نبود واژه شايد، تقدير


lamb

معنا:‌ طفلي – بره

موقعيت: وقتي بصورت استعاري به بچه اي باتربيت و دوست داشتني اين صفت را براي او بكار مي بريم

Ex 1. Oh, he’s asleep now, the little lamb.

آي، حالا خوابيده، بره كوچولو


drop/​dump sth in sb’s lap

معنا:‌ زحمت چیزی را به دوش کسی انداختن – چیزی را به کسی محول کردن – مسئولیت چیزی را به کسی دادن

موقعيت: كسي را مجبور كردن به كار سختي كه مسئوليت شما هست

Ex 1. My boss just dumps these problems in my lap and expects me to deal with them.

رئيسم اين مشكلات را به من محول کرد و انتظار داره همه اونا رو انجام بدم


it’s the last thing I/​we do

معنا: حتما آن کار را می کنم

موقعيت: وقتي تاكيد مي كنين كه بطور حتم کاری را انجام خواهید داد

Ex 1. I’ll do it if it is the last thing I do.

اگر سرم هم برود این کار را می کنم