LESSON 35

get along

معنا: ترک کردن – حرکت کردن

Ex 1. Well, I guess I’d better be getting along before it gets too late.

خوب، حدس می زنم بهتره تا دیر نشده حرکت کنم


get away

معنا: قادر به انجام کاری بودن

موقعیت: شما تنها شخصی هستین که می تونین کاری رو بخاطر اعتماد بنفس کافی یا بخاطر شخصیت صادق و جایگاه اجتماعی انجام بدین

Ex 1. Only Susan could get away with wearing a bikini like that.

فقط سوزلن می تونست لباس زیر آون شکلی بپوشه


What’s gotten into sb? Also

sth ‘s gotten into sb

معنا: چت شده؟

موقعیت: بیان تعجبی که میبینین شخصی متفاوت تر از حالت عادی داره رفتار می کنه

Ex 1. You’re so grouchy! What’s gotten into you?

بداخلاق! چت شده؟


Where does sb get off (doing sth)?

معنا: کسی را سر جای خود نشاندن – حد کسی را مشخص کردن

موقعیت: وقتی اظهار میشه که فکر کنین کسی کاری رو انجام می ده که حق انجام اون کارو نداشته

Ex 1.He wanted $50, but I told him where to get off.

۵۰ دلار خواست ولی بهش گفتم حد خودشو بدونه


get onto sb for sth

معنا: سرزنش کردن

Ex 1. Mrs. Prichett got onto me for turning my homework in late.

خانم پریشت منو بخاطر دیر تحویل دادن تکالیفم سرزنش کرد


Get out of here!

معنا: باورت ندارم – به کسی اعتماد نداشتن


Get over it!

معنا: تمومش کن – بسسه دیگه

موقعیت: وقتی به شخصی میگین که ناراحتی یا شکایت رو تمومش کنه چون داره خودشو آزار می ده


get to doing sth

معنا: کاری را شروع کردن – به کاری مشغول شدن

نکته: به ing  بعد از toدقت شود

Ex 1. We got to talking about old friends from school.

شروع به صحبت دربارۀ دوستای قدیمی از مدرسه کردیم