LESSON 37

get somebody’s goat

معنی: کفر کسی را در آوردن کسی را عصبانی کردن کفر کسی را بالاآوردن

Ex 1. Relax – don’t let him get your goat.

آروم باش اجازه نده تا عصبانیت کنه


get a grip (on something)

معنی: احساسات را کنترل کردن

موقعیت: وقتی ناراحت و غمگین می شی، شروع به کنترل کردن احساسات میکنی

Ex 1. Get a grip – you’re overreacting.

احساساتت رو کنترل کن بیش از حد داری حساس میشی


your guess is as good as mine

معنی: حدس تو هم مثل حدس منه

موقعیت: وقتی به فردی می گین که اونها هم اطلاعات زیادی درباره همان موضوع نمیدونن

Ex 1. “When’s the next bus coming?” “Your guess is as good as mine.”

 اتوبوس بعدی کی میاد؟ منم مث تو نمی دونم


be my guest

معنی: خواهش می کنم قابل ندارد این گوی و این میدان

موقعیت: وقتی به کسی اجازه کاری رو می دیم که می خواد انجام بده

Ex 1. “Could I use your phone?” “Be my guest.”

میتونم از تلفنت استفاده کنم؟ خواهش می کنم


can’t hack something

معنی: نمی تونم از دستش بربیام

موقعیت: وقتی احساس می کنیم که کاری را که سخت یا خسته کننده است انجام بدیم

Ex 1. Debbie just couldn’t hack Mr. Temple’s physics class.

دبی نتونست با کلاس فیزیک آقای تمپل کنار بیاد