LESSON 15

بیگانه زدایی از زبان ابوالفضل توفیقی داریانی

آیا تا به حال به این فکر افتاده ایم که خاصیت، نقش و عملکرد یک زبان به عنوان قدرت تکلم چیست؟ و این توانایی چه نقشی در زندگی ما انسان های اجتماعی دارد؟ آیا به این مسأله فکر کرده ایم که اگر زبان در خدمت بشر نبود، انسان چه سرنوشتی پیدا می کرد؟ و سر انجام زبان در رشد و پیشرفت جامعه چه نقشی را دارد می باشد؟

نظر اندیشمندان، متفکران و عالمان جوامع بشری در مورد زبان را می توان بصورت زیر بیان نمود:

– رشد هر ملتی به فرهنگ آن ملت بستگی دارد و فرهنگ توسط زبان بیان می شود. زبان تنها وسیله ای است که درک، شناخت و فهم انسان ها را در امر گفتار ممکن می سازد. زبان وسیله و عامل درک انسان ها است. زبان تنها وسیله ای است که تعدادی از مردم (مثل طایفه، قوم، قبیله و ملت) را با یکدیگر ((هم زبان)) می کند. این تعداد از مردم، توسط داشتن زبان مشترک می توانند زبان همدیگر را بفهمند و به این ترتیب زندگی اجتماعی ممکن، رشد و توسعه می یابد.

دقت در محاورات و گفتگوهای مردم (اکثراً از قشر تحصیل کرده ها) و نوشتارها در رسانه های همگانی با کمال تأسف نشان می دهد که ما فارسی زبان ها در اصل ((هم زبان)) نیستیم. امروزه خوانندة نشریات فارسی زبان اعم از روزنامه ها، مجلات و هر نشریه فارسی زبان- و شنوندة برنامه های صدا و بینندة سیمای جمهوری اسلامی ایران- اگر شخص دقیق و کنجکاوی باشد، در می یابد که قادر نیست تمام مطالب را درک کند چون در گفتارها و نوشتارهای رسانه ها تعداد زیادی واژه از زبان های مختلف اروپایی (فرانسوی، انگلیسی، آلمانی) با زبان فارسی مخلوط می شوند. و این کار، یعنی ((مخلوط کردن زبان ها)) بدون توجه به قواعد زبان های مربوطه و نیز نا مأنوس بودن زبان ها و علم زبان شناسی انجام می گیرد. اینک چندین مثال در این مورد ارائه می شود.

سخنران تلویزیون، طی یک صحبت علمی که قصد آگاه کردن بینندگان را نیز دارد از واژة ((دیزاین)) سخن می راند و هیچ گونه ترجمه یا توضیحی نیز ارائه نمی دهد. دیگری از ((ایزوله)) و … نویسندة مقالة روزنامه در یک نوشتار انتقادی از با کلمات ((کمپوزیسیون، سکانس، و میزانسین)) با مردم فارسی زبان درددل می کند و جالب این که اسم ((کلبعلی)) در این مقاله در کنار واژگان فرنگی قرار می گیرد. نویسندة دیگر در مقالة ارشادی خود خطاب به نسل جوان از ((سولاریزه)) سخن می راند.

گفتارهای صدا و سیما از واژگان ((ژئوپلیتیک، دیپلماسی، فتاتیک، آکادمیک و پرسنل)) برای میهن اسلامی ما، که بیش از هفتاد درصد آنها سواد ابتدایی-قدرت خواندن و نوشتن ندارند، تشکیل می شود.

گزارشگر برنامة ورزش در تلویزیون، از ((ارنج تیم)) حرف می زند و به دنبال آن از ((ساپورت)) و ((ساپورت کننده)). آن دیگری از ((کمیکتور، ویبراتور، یونیت هیتر، کاتالیزور، اندیکاتور و …)).

در این زمینه، نه فقط مردم معمولی و غیر تحصیل کرده قادر نیستند تمام مطالب بکار رفته در رسانه های همگانی را درک بکنند بلکه تعداد زیادی از تحصیل کرده ها نیز نمی توانند تمام این مطالب را بفهمند برای اینکه واژگان فرنگی در رسانه ها، از یک زبان نیستند. بعضی از واژگان خارجی متعلق به زبان انگلیسی هستند. برخی به زبان فرانسوی و تعدادی به زبان آلمانی و مسلم است که تعدادی بسیار اندک از تحصیل کرده های ما به هر سه زبان آشنایی دارند. برای مثال کلمة (composition) در زبان فرانسوی لفظ ((کمپوزیسیون))، در زبان انگلیس ((کام پوزیشن)) و در زبان آلمانی تلفظ ((کمپوزیتسیون)) را دارد.

کسی که با واژة ((سولاریزه)) آشنا نیست، نمی داند که املاء این کلمه چگونه است و در کدام فرهنگ باید به دنبال معنی و ترجمه فارسی این لغت بگردد، چگونه می تواند مقالة روزنامه را درک بکند؟!

در یک مقاله به زبان فارسی (!) در یک نشریة فارسی زبان به واژگان ((تیپیک، توتالیتاریته، کلسیفیکاسیون عروق، گاستریت و …)) بر می خوردیم. یکی از ((رئالیسم)) سخن می راند. فردی کلمه (BOX) را باکس و دیگری بوکس تلفظ می کند.

مسألة فاجعه آمیز این است که حتی زبان های خلرجی هم با یکدیگر مختلط می شوند. مثلأ در اسامی مرکب یک واژه از زبان فارسی مثل ((شوفاژ)) و دیگری مثلاً ((چیلر)) از زبان انگلیسی در کنار هم در روزنامه قرار می گیرند.

پزشک از پلی کلینیک، مهندس از ((پلی کلینیک)) بلورشناس از ((پلی کریستال))، مکانیک از ((اتو))، رنگرز از ((مل))، کارگر چاپخانه از ((لی آوت)) و به همین ترتیب حتی در چهارطرف اتوبوس کلمات: (Cooperative, Cooperative Bus Co No, Society, Taavoni Tavvany) با حروف زیبا، درشت و رنگارنگ نگاشته شده اند و در یک گوشه هم کلمه ((تعلونی))!! نقش بسته است و با این کارها که هر روز بیشتر انجام می گیرد زبان خود را از بین می بریم و به موازات آن، اعتماد به نفس را و لاجرم خودمان را!

چه اشکال دارد به جای سانترال از مرکزی، به جای اتوماتیک از خوکار، به جای ((دز دارو)) از ((مقدار، اندازه، جعبه، قوطی)) به جای تیوب از تویی، به جای کیست (پزشکی) از کیسه، به جای ((نئو)) از نو، به جای آسانسور از بالابر، به جای تومور از غده، به جای کنسل از لغو و … استفاده کنیم؟

گنجاندن واژگان فرنگی در درون جملات فارسی نه کار علمی است، نه منطقی و نه این که ما را قادر می سازد که زبان های فرنگی را یاد بگیریم. زبان خارجی به عنوان یک زبان خیلی مهم است و باید هر یادگیرنده را ستایش کرد و تازه آموختن یک زبان خارجی، کار بسیار سختی است. منتها این قبیل کارها یعنی مخلوط کردن چندین واژة خارجی در درون جملات فارسی مثلاً گفتن ((چک آپ)) نمی تواند ما را به یادگیری اصولی و علمی زبان انگلیسی رهنمون سازد.

گنجاندن واژگان فرنگی در داخل جملات فارسی، هم ناچیز شمردن زبان خودی و هم به مسخره گرفتن زبان خارجی است. و این عمل از آنجا ناشی می شود که اکثر ما به ((زبان)) اهمیت لازم را نمی دهیم در صورتی که زبان، یک رشتة دانشگاهی است و باید با زبان به عنوان یک دانش برخورد کرد.

مطالب مهم دیگر این که اگر کسی بخواهد یک زبان خارجی را یاد بگیرد، در ابتدای امر باید به زبان خودش حداقل از نقطه نظر دستوری تسلط داشته باشد. و این کار علاقه به زبان می خواهد.

امر تأسف بار این است که ما زبان را خیلی دست کم می گیریم، در صورتی که زبان و اندیشه پشت و روی یک سکه اند. زبان و اندیشه لازم و ملزوم یکدیگرند.

زبان مثل یک موجود زنده است. دارایعلم و فن مربوطه است. قاعده و دستور دارد. رفتار ما فارسی زبان ها با خودمان، این مطلب را نشان می دهد که اغلب ما به حقایق ذکر شده در مورد زبان معتقد نیستیم. نفی زبان، یعنی نفی شخصیت خود، از بین بردن اعتماد بنفس، زایل کردن قدرت و توانایی خود. امروزه، سخن از ((ارباس، آرتور و اسپشال فلیت)) است و این کار یعنی ((سیاست فارسی ستیزی)) یا ((پذیرفتن واژگان فرهنگی)) و ((خارج نمودن واژگان فارسی)) جز تیشه به ریشه زدن نیست. این کار انهدام زبان، فرهنگ و خویشتن خویش است.

نکتة ظریف اینجاست که در از بین بردن زبان، آن زیان ها و ضررها محسوس و ملموس نیستند. پذیرفتن واژگان فرنگی نه امری مضر، بلکه مفید بنظر می رسد. می گویند: همة اختراعات و اکتشافات از دیار فرنگ بوده و باید هم نام مصنوعات جدید به زبان فرنگی باشند.

خوب، این را فرضاً قبول می کنیم و بعد سؤال می شود که واژگان ((جوک و کادو)) چرا به زبان فارسی آورده شده اند؟ آیا زبان فارسی واژگان ((لطیفه، شوخی، مزاح، هدیه، بخشش)) را نداشت که ((جوک)) و ((کادو)) در زبان ما وارد شدند؟ پس می توان گفت که وارد شدن واژگان فرنگی در زبان فارسی، دلیل یا دلایل دیگری دارد.

این یک اصل مسلم علمی است که هر ملتی برای رشد، توسعه و پیشرفت خود، احتیاج به زبان دارد، باید زبان خود را پویا کنیم. زبان باید همواره مورد استفاده قرار گیرد. باید روی زبان کار کرد. باید دائماً برای چیزهای جدید، اسامی جدید ساخت و همواره و پیوسته از زبان خود دفاع کرد.

اگر طالب پیشرفت هستیم، درست باید از زبان خودمان دفاع کنیم. در خاتمه می خواهم اعتراف کنم که ما به زیان های استفاده از واژگان خارجی آگاه نیستیم و این مختصر می خواهد، این امر زیان بار را بنمایاند. اغلب ما استفاده کردن از واژگان فرنگی را مترادف با علاقه به علم می دانیم که البته این طور نیست. امید است که با مهر ورزیدن به زبان خود در اعتلای جامعة خویش به تلاش بیش از پیش دست زنیم.

منبع: توفیقی داریانی، ا. (۱۳۸۶). بیگانه زدایی از زبان. در ع. جانزاده (ویراستار)، فن ترجمه از دیدگاه صاحبنظران و استادان ترجمه (چاپ دوم، صص. ۱۲۷-۱۳۰). تهران، ایران: جانزاده.

پی نوشت: البته مسئول سایت تا حدود اندکی با داریانی موافق است و در بیشتر مواقع مخالف است چون:

اول اینکه ایشان به راهکارهای مقابله اصلاً اشاره ای نکرده است و فقط در صدد شمارش واژگان فرنگی آمده است؛

دوم اینکه قرض گیری و قرض دادن امری بدیهی است. اگر شما از قرض گیری آسیب می بینید، پس چرا نمی توانید مقابله به مثل بکنید (قرض بدهید)؟؛

و سوم اینکه مراکز مربوطه (فرهنگستان امروز) تلاش گسترده ای در ایجاد معادل های مورد قبول نمی کند. در غالب موارد صاحب نظران و مترجمان خود دست به معادل سازی می کنند که این کار بدون آماده سازی مردم برای قبول آنها کاری بسیار دشوار و در مواردی بی عبث خواهد بود (یعنی مردم آمادگی هضم معادلهای جدید و سنگین را ندارند).