LESSON 17

آمادگی برای ترجمه

فن ترجمه احتیاج به سه چیز دارد:

  • تسلط به زبان مادری (زبان مبدا)

  • تسلط به زبان خارجی (زبان مقصد)

  • مجزا ساختن هر دو زبان از یکدیگر از لحاظ اختلافاتی که بین آنها در مورد قواعد دستوری، لغات و اصطلاحات، ساختمان و حالات و خصوصیات هر کدام از آنها وجود دارد و استفاده از این خصوصیات برای این که ترجمه روان و سلیس باشد و در عین حال اصل امانت حفظ شود.

۱- تسلط به زبان مادری

منظور از این تسلط توجه به جنبه های مختلف زبان مادری است. زبان صحبت با زبان نوشتن فرق دارد. صحبت دوستانه و خودمانی از بسیاری جهات با صحبت رسمی یا مناظره یا سخنرانی متفاوت است. زبان عامیانه جنبه های مخصوص به خود دارد. لهجه های محلی نه تنها از لحاظ تلفظ و تجوید و آهنگ واجد مشخصاتی معین است بلکه لغات و جمله بندی و محل کلمات در جمله وضع معینی به خود می گیرد. نوشته های قدیمی با سبک تازه چه به صورت منظوم و چه منثور تفاوت واحش دارد و تشخیص سبک های مختلف بدون آگاهی از فنون ادبی و صنایع بدیعه میسر نمی شود و ارزیابی جنبه های زبانی بیان یا نوشته یک شخص بدون توجه به دستور زبان و جمله بندی و اشکال مختلفه یک جمله و ارزش و مفهوم مشخص کلمات ممکن نیست. یک نامه دوستانه وجه مشترک زیادی با مکاتبه رسمی با تجارتی ندارد. مقاله یک روزنامه فرق زیادی با انشاء کلاسی یا رساله دانشگاهی یا کتابی که برای طبقه معینی نوشته شده پیدا می کند.

تکلم به یک زبان تنها براساس تولد در یک کشور یا در نتیجه تماس روزانه با مردم و رفع احتیاجات عادی زندگی به کسی تسلط و مهارت کافی در زبان مادری نمی بخشد که ادعا کند آن را خوب می داند چون کسب چنین مهارتی مستلزم مطالعه دقیق و ممتد جنبه های مختلف زبان است و برای نیل به این هدف باید پا را از احتیاجات روزمره فراتر گذاشت و دامنه تجارب و مطالعه را چه از لحاظ کمیت و چه کیفیت توسعه داد.

۲- تسلط به زبان خارجی

تمام مطالبی که در مورد تسلط به زبان مادری ذکر شد در مورد زبان خارجی نیز صدق می کند با این تفاوت که استفاده روزمره از زبان مادری بدون این که ذهن کاملاً نسبت به آن مشعر باشد و همین طور کسب دانش در آن زبان در دوره طولانی زندگی منتج به کسب تسلط و مهارتی می شود که در مورد زبان خارجی به سادگی میسر نیست مگر اینکه همان گونه فرصت ها و شرایط تصادفا به دست آید یا تعمداً ایجاد گردد تا شخص بتواند به ذخایر معنوی خود در آن زبان با سرعت و دقت کافی بیفزاید و از این لحاظ غنی و چیره دست گردد.

از این جهت باید گفت که دانستن یک زبان خارجی مانند زبان مادری مستلزم آشنایی به ادبیات و تاریخ و جغرافیا و آداب و رسوم و وضع اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و تمام جنبه های دیگر زندگی آن کشور و سکنه آن است تا مترجم بتواند روحیه و حالات مشخص قومی را که زبان خارجی معرف آن است دریابد و مفهوم واقعی عبارات و اصطلاحات و تعبیرات و استعمارات را تشخیص دهد.

۳- تشخیص اختلافات هر دو زبان

البته در موقع تشخیص مقایسه دو زبان مفاهیمی کشف می شود که به علت این که وجد مشترکی بین اقوام و نژادها از لحاظ احساسات و قوه دراکه و تعقل و تفکر و ارتباط با طبیعت و محیط و احتیاجات مشترک و عمومی انسانی وجود دارد آن مفاهیم یکسان یا دست کم خیلی مشابه می باشند و این موضوع راه سنگلاخی ترجمه را تا حدی هموار می سازد ولی هر تمدن در هر عصر و هر محیط خصوصیاتی دارد که در قالب جملات و اصطلاحات و لغات معینی جنبه های مختلفه خود را آشکار می سازد و با طرز تشریح مفاهیم یک زبان دیگر فرق دارد مثلاً اغلب در زبان انگلیسی حالت تعجب به وسیله استفاده از نام های گوناگون خداوند با انبیاء و ائمه ادا می شود از قبیل:

Good heavens! Holy Moses! By Jove!

در صورتی که در زبان فارسی عباراتی از قبیل «خداوند!» و «عجیب است» و «غریب است» به کار می رود.

یا در ترجمه جمله:

He did his best to succeed in the examination.

اگر کلمات یک به یک ترجمه شوند ترجمه آن بدین صورت در می آید:

«او انجام دادن بهترین را برای موفق شدن در امتحان».

که البته جمله مضحکی است در صورتیکه باید گفت:

«نهایت سعی خود را برای توفیق در امتحان به کار برد.»

در این جمله غیر از محل کلمات، عبارت to do one’s best اصطلاحی است که باید به صورت واحد ترجمه شود نه به شکل کلمات منفک.

منظور از ترجمه، تشخیص معانی لغات یک جمله و کشف لغات مترادف آن به زبان دیگر نیست چون یک لغت را نمی توان واحد فکر و بیان و نوشتن دانست بلکه واحد فکر جمله است که در هر زبان قالب ها و حالات معینی دارد و ارزش کلمات تابع محل آنها در این قالب است. توجه نکردن به این نکته اغلب باعث می شود که دانش آموز زبان به علت این که توجه کافی به یکی از سه شرط مذکور در فوق و ارتباط آنه به یکدیگر ندارند در ترجمه مرتکب اشتباهاتی می شود که محصول زحمت او را نامفهوم و بی ارزش و مضحک جلوه می دهد.

نمونه دیگر اختلافات زبان، معانی مختلف لغات است که نسبت به متن و نوع مطلب و محل لغات در جمله مفهوم دیگری پیدا می کند و چون بسیاری از لطیفه ها و شوخی ها متکی بر مفهوم چند پهلوی یک واژه می باشند ترجمه چنین لطیفه ها مشکل و گاهی غیرممکن می شود.

این گونه اختلافات بین زبان مادری و زبان خارجی مخصوصاً در مورد قواعد دستوری از قبیل شکل و حالت افعال و موارد استعمال آنها، محل کلمات در جمله، جمله های ساده و مرکب، تغییرات و تشبیهات و ضرب المثل ها فراوان دیده می شود. ولی با وجود این اختلافات چون مترجم توجه کافی به مفاهیم کلی و روح مطلب و سبک نویسنده دارد می تواند طوری یک متن را از یک زبان به زبان دیگر ترجمه نماید که اصالت آن از بین نرود و اصل امانت رعایت شده باشد.

نکات مهم در ترجمه

در موردی که اختلاف زیادی بین طرز بیان یک فکر در دو زبان وجود دارد البته مترجم کوشش می کند تا آنجا که مقدور است روح و مفهوم اصلی را با همان قالب متن اصلی حفظ کند تا اصالت آن از بین نرود. ولی در برخی موارد مترجم باید آزادی عمل داشته باشد تا ترجمه را به صورتی پسندیده و قابل قبول به قالب زبانی دیگر در آورد از این جهت باید گفت که نکاتی که مترجم باید مورد ترجمه قرار دهد به ترتیب اهمیت از این قرارند:

  • مفهوم کلی و روح و حالات و سبک متن اصلی که ترجمه می شود.

  • طرز تنظیم مطالب نسبت به مفهوم کلی.

  • قالب جملات آن متن.

  • نوع کلمات و اصطلاحات و تشبیهاتی که در آن بکار رفته.

البته بهترین ترجمه آن است که هر چهار نکته در ترجمه متن موردنظر رعایت شود ولی این کار همیشه به علت اختلاف دو زبان که معرف دو تمدن و وضع اجتماعی و طرز فکر مردم دو کشور متفاوت می باشد میسر نیست. بنابراین آزادی عمل مترجم به ترتیب از انتخاب کلمات شروع می شود و بعد به شکل و قالب جمله می رسد و پس از آن مترجم تا حد معینی می تواند در نکته دوم یعنی طرز تنظیم مطالب نسبت به مفهوم کلی دخل و تصرف نماید ولی از آن بندرت تجاوز می کند زیرا اگر مترجم در مفهوم و حالت متن اصلی مداخله کند ترجمه به صورت ترجمه آزاد در می آید که فقط نکات معینی مورد توجه واقع شده و محصول کار بیشتر معرف مترجم است تا نویسنده اصلی، و شباهت بین متن اصلی و ترجمه آن از جنبه کلی و وسیع آن به صورت نسبتاً مبهمی قابل تشخیص است.

منبع: جزایری، محمدعلی. (۱۳۸۶). «مسائل ترجمه در ایران». در علی جانزاده. فن ترجمه از دیدگاه استادان و صاحب نظران ترجمه. صص. ۹۲-۹۵٫ تهران: نشر جانزاده.