LESSON 5

hit back (at sb/sth)

 جواب / پاسخ (کسی/ چیزی را) دادن، (نسبت به کسی/چیزی) واکنش نشان دادن

Ex 1. The president hit back at those who had criticized his economic reforms.

 رئیس جمهور به کسانی که از اصلاحات اقتصادی او انتقاد کرده بودند پاسخ داد
 رئیس جمهور دربرابر منتقدین اصلاحات اقتصادی اش واکنش نشان داد. (ترجمه از بهنام رجب پور)

waltz through = sail through

۱- [امتحان و غیره] به راحتی قبول شدن
۲- [مسابقه و غیره] مثل آب خوردن بردن

Ex 1. Adam sailed through his final exams. (Longman Contemporary Dictionary, 2009)

 آدام براحتی در امتحانات پایان ترمش قبول شد. (ترجمه از بهنام رجب پور)

reside in sb/sth

 ۱- در کسی/چیزی بودن، در کسی/چیزی وجود داشتن

Ex 1. Happiness does not reside in power or money.

خوشبختی در قدرت یا پول نیست

 جاه و مقام خوشبختی نمی آورد. (ترجمه از بهنام رجب پور)

winnow down to

 [فهرست و غیره] رساندن به، کاهش دادن به

Ex 1. A list of 12 candidates has been winnowed down to a shortlist of three.

 فهرست ۱۲ نفری نامزدها به یک فهرست کوتاه سه نفره کاهش یافته است.

winnow out

 متمایز کردن، از هم تمیز دادن

Ex 1. Time has winnow out certain of the essays as superior.                                                          

 گذشت زمان بعضی از این مقاله ها را به عنوان مقاله های برتر متمایز کرده است (باطنی و همکاران، ۱۳۸۶)

منبع

 باطنی، م. ر.، رضوی، س.، احمدی نیا، ز.، و افتخاری، ر. (۱۳۸۶). فعل های گروهی پویا: انگلیسی-فارسی. تهران، ایران: فرهنگ معاصر.